اصالت زمین

وقتی که گریه می کنم

آسمانم بی دلیل روی خودش می ریزد

و یک نفر جنس خودم برایم فلسفه می بافد

دوست دارم بروم روی بلندترین نقطه ی تنهاییم قوز کنم

و امید های ورم کرده ام را

تف کنم روی اصالت دست نخورده ی زمین

چه قدر حال شعر هایم بد است

گمانم برای کسب یک مدال سنگین از جشنواره های پیف پاف

به کمی شکنجه نیاز داشته باشم

و یک گردن شکسته

و یک سنگ قبر

آن وقت می توانم از لای دندان های خاک

طعم شیرین ماندگاری را بلیسم

و تا یک مرگ دیگر

تنهاییم را زیر پای اصالت زمین

تماشا کنم

 

صدای شاملو +شعر فروغ =...!

 ده روز پیش در روز پنجشنبه 16 آبان، رباعیات خیام با صدای شاملو از شبکه ی مستند به گوشمان  رسید

و امروز، یکشنبه 26 آبان، در پایان گزارش مراسم تشییع پیکر هنرمند انقلابی، محمد علی ابر آویز که از شبکه ی یک

 سیما پخش می شد، بندی از شعر تولدی دیگر فروغ خوانده شد:

«حجمی از تصویری آگاه

که ز مهمانی یک آینه برمی گردد

و بدینسان است

که کسی می میرد

و کسی می ماند»

گرچه در این میان نامی از این دو شاعر بزرگ برده نشد، اما می توان امیدوار بود که رفته رفته اتفاق های بهتری در چشم انداز های فرهنگی و هنری ما بیفتد.

 

به امید آن روز!

   

سایه سرخ

دارد تمام مي شود

بيتابي من و دلهره هاي تو

كه سايه، سرخ غروب

 اين گونه دو، دو مي زند

در دو راهي ما

شايد، طرح لجبازي خداست

كه مي وزد در تكان خداحافظيت

و مرا باز

 به تهيگاه تنهاييم مي كشاند

باز من مي مانم

و عطسه هاي گاه، گاه ابر

و بخچه اي كه يادم نيست، چه در خود داشت

صداي پريده رنگ شكست مي آيد

از گذشته اي كه سرخ مانده بود

با سيلي اين قلب خوش باورم

حالا به خود رسيده ام

و به چشمهاي بازي

 كه چيزي براي ديدن ندارند

فريب خوردم زمانه را

عمريست در انتظار بيهوده اي

 تمرين صداقت كرده ام

و امروز

كسي نيست

 باطله هاي دفتر جوانيم را جمع كند

از زمانه دور افتاده ام

و اين است، گناهي

 كه در برگه هاي سرنوشتم، تأييد مي خورد

حق با تو بود

پروانه گي به قانون زمين، لطمه مي زند

عاشقانه

 

در انتهای تو و اول پشیمانی

غروب می کنم اینجا، غروب بارانی

فشار لحظه ی مردن درونم آویزان

دلم گرفته به این ابتدای ویرانی

تو رفته ای و من و این هوای رو به زمین

و گاه زجه ی یک گربه ی خیابانی

و ترس مثل قلنجی که سخت می گیرد

میان من و شکستن، چپیده پنهانی

من از حواشی شب روی بام می ترسم

مگر همیشه نگفتم؟ مگر نمی دانی؟

کجای گریه بریزم؟ کجای رفتن تو؟

که دست عقربه ها را عقب بچرخانی

تو و نگاه تو را عاشقانه می لرزم

میان هق هق این التماس پایانی

 

جمله ای زیبا از فردریش نیچه

آیا برای آنکه نسوزم سر انجام شعله ی خود را فوت خواهم کرد؟

(فردریش نیچه)

کلید

    

دیگر نگران هیچ چیز نیستم

آن مرد می تواند با کلیدش

همه چیز را باز کند

حتی سر تو را

که فکر می کنی همه چیز تمام شده

و سر قرصهایی را

که همه چیز منند

و این خیابان را

که خوشی از هر طرفش زده بیرون

و دارد خفه می شود

نگران هیچ چیز نیستم

مدرکم را می گذارم در کوزه

تا اینهمه خوشبختی

در گلویم گیر نکند

و دریاچه ام را محکم بغل می کنم

که مبادا از اینهمه خبر خوب

غش کند!

آه! همه چیز خوب است

کتابها دارند باز می شوند

و چشمها

و دستها

فقط یک چیز

می گویم

یک زنگ بزنیم به حسین موفق

نکند وسط راه

کلید این مرد خراب شود یکهو!

 

حسین موفق در سال ۱۳۱۹ در تهران متولد شد

ترانه های او مانند: کلیدساز، زمونه، عکستو قاب می گیرم، یاد اون روزها به خیر و ...

در زمره ی ترانه هایی قرار می گیرند که در دوران پیش از انقلاب، ترانه های کوچه

بازاری خوانده می شدند.

این خواننده هم اکنون در هلند به سر می برد.

برای دانلود آهنگ کلید ساز به ادامه ی مطلب بروید.

ادامه نوشته

خواب

   

 

چه قدر دیگر خودم را به خواب بزنم

که وجدان زمین بیدار شود

و تنها یک بار

یک بار ببیند

که من چگونه رؤیا هایم را

با ناخن هایم تکه تکه کرده ام!

زمین دوست دارد بچرخد

به او چه که دارد سر من گیج می رود!

به او چه که من دارم صبوری هایم را بالا می آورم!

به او چه که با هر تکانش

قلبم از دهانم بیرون می آید!

او دوست دارد بچرخد

و برایش مهم نیست

که من می ترسم

که تو رفته ای

که زندگی پی جفتک پرانی خودش است

که هزار چیز مسخره ی دیگر

حالا رؤیا هایم را بغل می کنم

رویم را با دلتنگی ها می کشم

و خودم را به خواب می زنم

بگذار زمین تا جایی که دوست دارد بچرخد.